چاپ
مقالات
بازدید: 117

بعد از درج بخشی از حروف الفبای زبان لری که توسط استاد عزیرمان آقای جهانبخش رشیدی با کمک دیگر عزیزان از مناطق لر بختیاری و لر مشهور به لرستان و عزیزان لک زبان تهیه شده بود . اکنون به یک مقاله دیگر ایشان میپردازیم که به یک جمع بندی کلی در این خصوص که سواالات زیادی برای گردانندگان عزیز سایت ارسال شده است ( به آنانی هم که با توهین به مردم لر عقده هایشان را خالی کردند همین بس که بگوییم « جواب ابلهان خاموشی»آیا واقعا لری زبان دارد یا خیر!

آیا لُری زبان هست

یا گویش یا لهجه ؟

اگر زبان هست در زمره‌ی کدام زبانها قرار دارد ؟

خاستگاه و زادگاه این زبان کجاست ؟

آیا دیرینه یا تاریخ و گذشته ای هم دارد ؟

در یک روم کلاب هاوس بحث بسیار خوب و علمی در مورد همین موضوع بر قرار بود ،

عده ای بر زبان بودن لری و لکی تأکید داشتند و عده ای نه، یا با تردید می پذیرفتند که لری زبان است !

بیشتر کسانی که معتقد بودند لری زبان نیست و یا با تردید و دو دلی می پذیرفتند دغدغه‌ی اصلی این عزیزان این بود که : زبان لری یا لکی چون الفبا ندارد و خط نوشته ندارد و اصلا لری ظرفیت نوشتن ندارد پس زبان نیست !

در این نوشته ما مجبور به تبیین و تفسیر زبان لری و بیان تاریخ و گذشته‌ی آن داریم !

آیا در تعریف علمی زبان داشتن الفبای نوشتاری از ویژگیهای این تعریف هست ؟

مثالی می زنم ، امروزه زبان عربی بر طبق نظر بیشتر اندیشمندان زبان ، یکی از قویترین و رساترین و زیباترین زبانهای زنده ی دنیاست ! آیا یک هزار و چهارصد سال پیش همین زبان عربی که در تمام شبه جزیره و حتی بیرون از این جغرافیا گویشورانی داشت اما هیچ گونه علائم نوشتاری و دفتر و کتاب و حتی کتیبه هم نداشت ، ( در کل شبه جزیره چهار کتیبه با قدمت کم به نامهای کتیبه‌ی زید ، حرام ، ام الجمال ، و نماره به زبان عربی و به خط عبری وجود دارد ) آیا می توان گفت آنزمان زبان عربی زبان نبوده است چون علائم نوشتاری و نوشته نداشته است ؟!

قطعا جواب به این سؤال منفی هست !

زبان عربی حتی تا چند دهه بعد از سلطه‌ی اسلام نیز دارای الفبای نوشتاری نبوده است !

مثال دیگری می زنیم ، مادر الفبای نوشتاری بیشتر زبانهای زنده‌ی دنیا همان الفبا و علائم نوشتاری فینقی هست ! بعد از فنیقیان هر زبانی با توجه و به فراخور نیازهای لهجه ای خود تغییراتی در همان الفبای فینیقی ایجاد کرده و بکار بسته است !

بسیاری از همین زبانهای زنده ی امروزی قبل از فینیقیان هم بوده اند و گویشورانی داشته اند . آیا این زبانها چون در آن تاریخ علایم نوشتاری نداشته اند زبان نبوده اند !؟

امروزه صدها زبان در گوشه و کنار دنیا وجود دارند که خط نوشته ندارند اما گویشورانی دارند ، چه بسا اگر روی این زبانها تحقیق و تفحص شود شاید از قدیمی‌ترین و قدرتمندترین و زیباترین و رساترین و حتی بی نقص‌ترین زبانها باشند! اما چون گویشوران کمتر داشته اند و در مقاطع سیاسی گویشوران سیاسی نداشته اند و هیچگاه زبان حکومت نبوده اند در انزوا مانده اند !

زبان انگلیسی این شانس را داشته که در یک برهه‌ی زمانی گویشوران سیاسی بسیار مقتدری داشته و اگر اینگونه نبود زبان انگلیسی با صدها مشکل و استثناء نوشتاری و صدها استثناء در خوانش اما زبان اول دنیا نمی شد ، البته نباید از نظر دور داشت که انگلیسی یکی از زبانهای قوی جهان هست !

پس تا اینجا می توان به طور قاطع نتیجه گرفت که علائم نوشتاری و داشتن خط الفبایی نمی تواند از ویژگیهای تعریف یک زبان باشد !

زبانهای هندو اروپایی در حدود 449 زبان هستند شامل زبانهای : آریائیان هند - آریايیان ایران - یونانیان - ایتالیائیان - بومیان غربی اروپا- ژرمنها( شامل ، آلمانها، آنگلوساکسونها - اسکاندیناویها) -چک-لیتوانی - اسلاوها( شامل، روسی ، اسلاوهای شرقی اروپا، بلغارها، صربها و سایر اسلاوهای بالکان ) -

بیشتر زبانهای هندواروپایی را زبانهای پیوندی نیز گویند و آن بدین خاطر هست که به رشه‌ی واژه پیشوند و پسوند یا پیشونها و پسوندها اضافه می شود از یک بن واژه گاه صدها واژه ی جدید و معنای جدید ساخته می شود ! مثال : در زبان فارسی از بن واژه‌ی کار بعلاوه‌ی پسوند ، کارگر - کارگران - کار گردان - کارگذار- کارگذاران - کاردان - کارکشته - کارپیشه - کارجو - کارمند - کارمندان ……….

بعلاوه‌ی پیشوند : بی کار - بدل کار - درست کار - بدکار- نیکوکار- خلاف کار- پیش کار- زناکار - شیرین کار- و…… یا در زبان انگلیسی از بن واژه‌ی اکت بعلاوه‌ی پسوند اکتیو - اکشن-اکتیوتی-اکتیولی-و…..

بعلاوه ی پیشوند : ری اکت - ری اکشن - ری اکشنال - ری اکشنری و ……

در بان لری واژه‌ی آو ، بعلاوه‌ی پسوند آوبَر - آوبُر- آوکدو- آوجارو- آوهرنک- آوه زوله - آویو- آودِلیز- آوگیر - آویار- آویاری- آومالک- آوِری- آوتاف- آوپز- آوپزی- و………

بعلاوه‌ی پیشوند : سردآو- بردآو- زردآ‌و- بورآ‌و- سی آو ، تذکر( مرحوم ناصر انقطاع را نظر بر این بود که سی آو همان اسید سولفوریک بوده که سیاه و بد بو بوده و در زبان اوستا به آن سی آو گند می‌گفته اند و هنگامی که می خواسته‌اند کسی را قسم دهند ( سوگند) به او سی آو گند می داده اند اگر مُرد که دروغ گفته است اگر زنده ماند که بی گناه بوده است و این سی آو گند مخفف شده به سوگند )

باری با دارا بودن این ویژگی مشترک زبان لری و لکی نیز در زمره‌ی زبانهای هندو اروپایی از نوع پیوندی قرار می گیرند

زبان عربی جز دسته‌ی زبانهای تحلیلی هست یعنی به بن واژه، واجهایی اضافه می شود مانند مؤمن - مؤمنین - مؤمنون و …….و از نظر تکثیر واژه در مضیقه هست مثلا ما در زبان دری به قول دکتر حسابی به راحتی می گوییم ، نرمتنان، اما عرب برای تفهیم این نام واژه مجبور هست جمله ای بیان کند : جانورانی که پوست نرم دارند !

آیا زبانهای لری و لکی ، دیرینه و تاریخ و گذشته ای هم دارند ؟!

خاستگاه و زیستگاه زبانهای لری و لکی منطقه ی جنوب غربی ایران تا بین النهرین تا کناره های خلیج فارس و تا کرمان هست . در این مناطق شکل گرفته و رشد کرده و بالندگی یافته است !

اهل دانش زبان شناسی تا مدتها پیش و بعضی همین حالا نیز عقیده براین بود که خاستگاه نخستین زبانهای هندواروپایی هندوستان است . من سالها پیش با خود می اندیشیدم چطور ممکن است وقتی خاستگاه نخستین تمدنهای بشری همچون سومر ، فینقی، آشور، ایلام، لولابی و کاسیت و ماد و پارس و……. در جنوب غربی ایران تا ببن النهرین بوده اما نخستین زبانها در هندوستان نضج گرفته باشند

حدود ده سال پیش دانشمندان مالزی طی یک تحقیق جامع دریافتند که خاستگاه و مبدأ تمام زبانهای هندواروپایی جایی در غرب ایران و شاید زبان ترکی باشد با خود گفتم جای بسی شادمانی هست که بالاخره علم دارد به خاستگاه و ریشه اصلی زبانها نزدیک می شود . باری زبانهای لری و لکی و کردی هم در همین منطقه شکل گرفته اند و زیسته اند و با اولین زبانهایی ( آریایی ایرانی) که در این منطقه آثاری از آنها به صورت مکتوب به جای مانده است قرابت عجیب دارند ! زبان لری با زبان اوستای قدیمِ سه تا چهار هزار سال پیش واژه های مشترک دارد : وا(باد) واز( باز) میزر( عمامه) کوزر ( مانده های سنبله ی گندم و حبوبات بعد از کوبیدن و جدا کردن دانه از کاه ، این سنبله ها چون هنگام درو سبز بوده‌اند و سبز خشک شده اند و دانه‌ی درون آنها نارس و ضعیف هست و به آسانی جدا نمی شود پس از جدا کردن گندم از کاه این کوزرها را با چوب می کوبند اما چون دانه‌ی آنچنانی ندارند موجب پدید آمدن این مثل در لری شده است : هرچه کُفتِم کوزر بی ! ( رنج بیهوده) در زبان دری قدیم نیز به کار می بردند : هر چه کوبیدم کوزر از آب درآمد ! اما امروزیها چون معنی کوزر را نمی دانند و کوزر برایشان بی کاربرد شده ضربالمثل را نیز به یک واژه‌ی بسیار بی معنی تغییر می دهند و می گویند : تو زرد، از آب درآمد !) آو - خاو - خوئر (خواهر) - خور(خورشید)هوئر( خورشید) ماز (تپه) نَر( نوعی دیگر تپه) بِرگ( نوعی دیگر تپه ) گَرّ( نوعی تپه تقریبا سنگلاخی ) در مغرب شهر وین تپه‌ی بزرگی هست و یک قلعه ی قدیمی که آنرا بِرگ گویند و نام این منطقه را ، کَلِن برگ گویند ( کلن برعکس لکی معنی کوچک می دهد ، در لکی بزرگ) لهستانیها ژژو را مثل لری ژژو گویند ( جوجه تیغی کوچک ) غرض اینکه زبانهای هندو اروپایی در هم تنیده اند باری - ویر یاد - مسیر ) میکیس (تعارف) و صدها و هزاران واژه ی مشترک دیگر با زبان اوستا !

کمی پیشتر بیائیم : زبان لری با زبان پارسی کهن که لوحهای از آن بر سنگهای بیستون - الوند- صدستون تخت جمشید- دخمه‌های هخامنشی - لوحهای سیمین و زرین بغداد - لوحهای سیمین و زرین تخت جمشید - و جاهای دیگر کنده شده است اشتراکات و قرابت تنگاتنگ دارد !

اولا که تمام این کتیبه ها و نوشته ها در جنوب غربی ایران و هم دهاتی زبان لری و لکی هستند و به ندرت ما می توانیم نوشته ی سرگردانی از زبان پارسی کهن در افغانستان و تاجیکستان و ازبکستان بیابیم !

دوم اینکه گفته اند سه هزار و پانصد سال پیش اقوامی ( ماد ، پارت ، پارس) از شمال به سرزمین پارس مهاجرت کرده‌اند ! امروزه بسیاری بر این باور نیستند و این مهاجرت را رد می کنند و بسیاری معتقدند اگر هم مهاجرتی بوده اول از جنوب به شمال بوده و دوباره همان مردم سر جای خود برگشته اند !

آنچه مسلم هست سه هزار و پانصد سال پیش قوم پارس در جنوب دریاچه‌ی ارومیه به سمت کرمانشاه اسکان یافته اند ! بعد از دیرزمانی یک طایفه از این قوم به نام پارسوماش در شمال خوزستان یا جنوب بختیاری در منطقه ی آنزان ( آنشان) سکنی گزیده اند (گریشمن منطقه ی آنزان و چهار رود بزرگ که در این منطقه جاری هستند و به خلیج فارس می ریزند را شناسایی کرده جهت اطلاع به کتاب قوم لر اثر اندیشمند محترم دکتر سکندر امان الهی مراجعه فرمایید )

اینجا این سؤال پیش می آید که آیا این قوم پارس با قوم پارس مهاجر سه هزار و پانصد سال پیش یعنی دقیقا هزار سال قبل از خودشان یک زبان داشته اند ؟

باری قوم پارس در منطقه ای بین آنشان تا شوش تا ده نسل قبل از کوروش بزرگ یعنی ده نسل پدران کوروش در این سرزمین تحت فرمان دولت ایلام فرمانروایی کرده‌اند!

آیا اگر شخصی در یک سرزمین متولد شود و ده نسل قبل از او نیای او نیز در همان سرزمین متولد شده یاشند و زندگی کرده باشند آیا می شود آنها را فرزندان آن سرزمین خواند ؟ آیا می توان گفت : کوروش فرزند لرستان است ؟ آیا می توان گفت ملیت و نشنالیتی و آی دن تی و …. کوروش مربوط به این سرزمین است ؟ برای آنکه فردی یا قومی اهل یک سرزمین باشند باید چه شرایط زیستی داشته باشند ؟ من نمی دانم چرا تاریخ به ما اهالی زاگرس و لرستان که می رسد بر عکس می شود ؟ همه جای دنیا می گویند گاندی فرزند هند ! ناپلئون فرزند فرانسه ! ناصر فرزند مصر ! اما ما میگوییم ایران فرزندان کوروش ! لرستان فرزند کوروش ! و تازه اگر این افتخار را نصیب خود کنیم و بگوییم لرستان فرزندان کوروش با اعتراض شدید عده‌ای مواجهه خواهیم شد که ، خیر شما لرید و کوروش پارس بوده است !

آیا زبان پارسی کهن با زبان لری و لکی تشابه و قرابتی هم دارد ؟

خوشبختانه امروز دانشمندان و محققان ژاپنی دست به کار شگرفی زده اند و کتیبه های پارسی شاهان هخامنشی را دقیقا با همان لهجه ی اصلی خوانش کرده اند و در دنیای مجازی موجود هست و شاید بسیارانی شنیده اند و چقدر شبیه لکی و کردی هست ، بطوری که همین امروز هم من لک و دیگر کُرد به راحتی می فهمیم چه می گویند !

نیک بنگریم زبان پارسی کهن تفاوت چندانی با زبان کردی و لکی نداشته است ! دلیل دیگر این مدعا این است که کتیبه های شاهان هخامنشی به سه زبان نوشته شده‌اند ، پارس ، آشوری، ایلامی ، چرا؟؟

چون این پادشاهان می خواسته‌اند تمام مردم حوزه‌ی سلطنت خود با هر زبانی که دارند از متن پیامهای کتیبه‌ها آگاه کنند ! اما چرا به زبان مادی که زبان بیشتر جغرافیای حوزه‌ی شاهنشاهی پارس در آن زمان بوده ننوشته اند ؟ فقط یک دلیل دارد چون زبان پارسی کهن و زبان مادی اگر نگوئیم یکی بوده‌اند اما با صلابت می گوئیم همدیگر را خوب می فهمیده‌اند دقیقا مثل همین امروز که زبان لکی و کردی و همین امروز زبان لرستانات و کردستانات همدیگر را می فهمند البته باید بپذیریم که این زبانها در زمان گذشته به هم نزدیکتر بوده اند و امروز بر اثر مجاورت با دیگر زبانها فاصله‌ها بیشتر شده است و این امری بدیهی و اجتناب ناپذیر است

زبان پارسی نیز به حکم اجبار تغییر کرده است ! زمانی که زبان پهلوانی به توسط اشکانیان از پرثوی خراسان بزرگ به سمت غرب و جنوب غربی ایران کوچ کرد با زبان پارسی کهن در آمیخت و از این زایش و این آمیزش زبان پهلوی متولد شد که این زبان دو شاخه بود پهلوی جنوبی و شمالی ، از پهلوی شمالی آثار مکتوب آنچنانی در دست نیست اما پهلوی جنوبی در حدود ششصد سال در منطقه جنوب غربی ایران کنونی دارای کتب بسیار ، کتیبه ها ، دفاتر دیوانی ، مدارس و دانشگاه جاده ها ، پلها ، و قلعه ها بوده است ، بزرگترین مرکز آموزش آن زمان یعنی دانشگاه جندی شاهپور را داشته است ، اندیشمندان بزرگی چون بزرگمهر ، برزویه طبیب ، وارتوس و…. خنیاگران بزرگی چون نیما ، نکیسا ، باربد و … داشته ! تا اینکه مسلمانان به این سرزمین یورش برده اند و تمام کتب را سوزاندند به جز دویست و هفتاد کتاب مانند ترجمه ی کلیله و دمنه ، انواع خدای نامه ها ، نامه های تنسر ، نامه ی زریران ، درخت آشوریک و …….

آیا زبان پهلوی جنوبی یا همان پارسی میانه قرابت و شباهتی با زبان لری و لکی. هم داشته است ؟

ساسانیان بیشترین و شاید بشود گفت تمام سازه و راهها و پلها و شهرهای خود را در جنوب غربی بخصوص در لرستان ساخته اند . آیا ممکن است زبان حکومتی که به مدت چهار صد و اندی در یک منطقه زندگی کرده اند با زبان آن منطقه متفاوت بوده باشد یا در بدبینانه‌ترین شکل بگوییم بی شباهت باشند ؟ شاید بعضی می اندیشند زبان لری و لکی به یکباره در قرن شسم همراه حمدالله مستفوفی به این منطقه باریده است !

فقط جهت روشن شده مسئله که زبان لری و لکی چه قرابتی با زبان پهلوی جنوبی داشته اند اشاره می کنم که کل افعال اصیل فارسی در زبان فارسی دری امروز سیصد فعل هستند مانند شد ، کرد ، داد ، و …. که بیشتر این افعال هم همراه فعل یا واژه‌ی کمکی مفهوم یا مقصودی را می رسانند مثلا تقاضا شد ، دعاکرد ، سلام داد!

اما دانشجویان رشته‌ی زبان شناسی دانشگاه تهران جدیدا تحقیقی را ارائه دادند که هفتصد فعل در زبان لکی وجود دارد که عینا در زبان پهلوی جنوبی نیز بوده اند مانند : آژتن - مه آژتم تو آژتین - اُ آژت

یه‌هاتم - یه هاتین - یه هات

کَفتِم ( افتادم ) کفتین - کفت

(کردها یه هاتم را هاتم گویند که متأسفانه جدیدا به لک زبانان نیز منتقل شده است ! ،کول آژ دُم ، یعنی عقرب یعنی جانوری که دم را روی کول انداخته است )

مرحوم ملک الشعرا در ضمن استخراج جمله های اصیل پهلوی از متون پهلوی این جمله را ثبت کرده است

جای نشسن بال مریژ نی !

عینا به همین شکل و شمایل بدون دخل و تصرف !

هنوز هم تمام مناطق لرنشین بخصوص در مناطق گرمسیری ، عینا همین ضرب المثل را در مواجهه با خیل جمعیت به زبان می آورند !

پس گر نیک بنگریم اگر زبانی هفتصد فعل مشترک با دیگر زبان داشته باشد در اصل دو زبان نیستند بلکه یک زبانند ! شاید اگر نخواهیم اغراق کنیم بهتر آنکه بگوییم ریشه‌ی مشترک دارند !

طبری گوید که : اردشیر بابکان از کردان بارزنگی یا برزنگی بوده است ساکن سرزمین پارس ! در گذشته ، همه‌ی عشایر را کردان می گفتند ! در کتب تاریخی زمان نادر همه جا صحبت از کردان در سپاه نادر است در صورتیکه این لران بودند که همراه سردار علیمردان خان والی لرستان همراه کریمخان همراه علیمردان خان بختیاری و ابوالفتح خان بختیاری و …. در سپاه نادر بودند اما چون تمام عشایر را کرد می نامیدند این نام در کتب تاریخی نادر به نفع قوم کرد ثبت و ضبط شد ساسانیان نیز جز عشایر لرستان بودند جز عشایر پارس بودند ! وقتی تمام سازه ها پلها و راهها و شهرها و مدارس و دانشگاه ساسانیان در تک تک روستاهای لرستان تا بین النهرین هنوز دارند فریاد می زنند ما چگونه قبول کنیم که زبان پهلوی با زبان منطقه ی زاگرس متفاوت بوده است

زمانی که مسلمانان به سرزمین پارس حمله کردند کتبها و دانشگاه و آتشکده ها و نوشته ها را سوزاندند تجاوز کردند غارت کردند و کشتند و بردند و سوزاندند و مانع نوشتن و خواندن و تکلم به زبان پارسی پهلوی شدند ! زبان عربی را در دیوان و حاکمیت خلفای اسلامی جانشین زبان پهلوی کردند اما در نهایت فشار مسلمان حتی در آن دوقرن سکوت اولیه ی حاکمیت اسلام اما زبان پهلوی نمرد از بین نرفت و چون خون در رگ تمام مردم سرزمین پارس جاری بود هیچ احدی در زیر فشار اما اعتنایی به زبان عربی نگذاشت حتی تا این اواخر یعنی تا حدود پنجاه سال پیش که هنوز ادامه‌ی مکتبخانه‌ها وجود داشت تمام کسانی که در طی این یکهزار و تقریبا دویست سال از مکتبخانه فارغ التحصیل می شدند اما به دنبال زبان فارسی می رفتند و فارسی می نوشتند و می خواندند !

زبان پهلوی هنوز بعد از قرنها بازهم هم نویسندگان و شاعران و گویشوران داشت ! بعد از حمله‌ی مسلمانان و حتی در تمام دو قرن اولیه‌ی حکومت اسلامی و کشتار و وحشت و مخالفت با زبان پارسی پهلوی و پاک کردن این زبان از دیوان و دفاتر ادارات دولتی و کتب و نوشته ها و همچنین در سایه رشد و بالندگی زبان فارسی جدید یا زبان شعر و ادب که شروع و زایش این زبان در سده ها قبل از اسلام در جنوب غربی ایران کنونی بخصوص در مدائن و از مادر هفت لهجه‌ی پارسی پهلوی جنوبی شکل گرفته بود اما زبان پهلوی هنوز از پا در نیامده بود و تا قرنها بعد و حتی امروز نیز هنوز در بعضی جاها زنده است و شاعرانی در تمام این مدت اشعار پهلوی می سروده اند !

یکی از این شعرا باباطاهر است :

بوری سوته دلان و یک بنالیم

که قدر دل ستی دل ستی زانی

البته در این مدت چند قرن اشعار باباطاهر را هر کس به وفق برداشت خود و درک خود هرچه بیشتر به سمت فارسی‌لیزه کردن تغییر داده است تا جایی که امروز واژه های لکی معدودی در اشعار بابا یافت می شود !

در قرن نهم - دهم هجری هنوز کسانی فهلویات می سروده اند . به این نمونه اشعار پهلوی شیخ صفی‌الدین اردبیلی توجه فرمائید :

صفیم صافیم گَنجان نمایم

بدل درده ژرم تن بی‌دوایم

کسی به‌هستی نبرده ره به اویان

از به نیستی چو یاران خاکپایم

درده ژاران ار بوجینم درد

انده پاشان بویم چون خاک و چون گرد

مرگ ژیرم به میان درمندان بور

ره باویان به همراهی شویم برد

موازش ازچه اویان مانده دوریم

از چه اویان خواصان پشت زوریم

وهشتیم درویش با عرش و به کرسی

سلطان شیخ زاهد چوگان گوئیم

همان هوی همان هوی همان هوی

همان کوش همان دشت و همان کوی

آزواجم اویان تنها چومن بور

به هر شهری شرم هی های و هی هوی

دل به چهنام آذر سوتمی نات

چشم‌یان اچ دوگیتی دوتمی نات

لاوه چهنا میر به یه باره ببرد

هرچه دِ سالها اندوتمی نات

وقتی به شکل و ظاهر این ابیات می نگریم و همچنین دیگر ابیات چگونه بپذیریم که لری و لکی خط الفبایی نداشته اند نوشته نداشته اند و زبان نبوده اند ! شاید بیشتر به این خاطر باشد که چون زبان مادر یعنی پهلوی در تنگنا قرار گرفته و زبان دختر یعنی فارسی دری به دوران رشد و بالندگی رسیده و مسلمانان آنقدر زبان پهلوی را مورد طعن و لعن و سرکوب سرکوفت قرار داده اند که خود گویشوران پارسی باستان یا پهلوی هم به این باور رسیده اند که پهلوی و تمام لهجه های پهلوی زبان نبوده اند !

نباید اشتباه شود که این پهلویات بعد از اسلام دقیقا همان پهلویات قبل از اسلام باشند ! چون زبان پهلوی از قرنها قبل از اسلام با زبان‌های آرامی و عربی و سپس با زبان دختر خود پارسی دری در آمیخته و تغییر یافته است ! اما آنچه که قانون کلی و اجتناب ناپذیر همه ی زبانهاست اینکه از بدو پیدایش زبان جدید یا دختر زبان مادر منقطع و محو نمی شود بلکه زبان مادر و زبان دختر به موازات هم تا سالها و قرنها ادامه می یابند و گویشوران خود را دارند ! زبان اوستا و پارسی کهن و مادی و پهلوانی و پهلوی و دری و کردی و لکی و لری هنوز هم در قید حیاتند و هر کدام به فراخور حال و روز خود گویشورانی کم و بیش هنوز دارند

تا اینجای بحث اگر بخواهیم یک نتیجه گیری جامع و علمی از کلیت این تحلیل و تفسیر داشته باشیم می توان گفت :

زبان پارسی کهن یا باستان یا زبان شش هزار سال پیش این سرزمین که ما آنرا پارسی نام گذاشته‌ایم اما در حقیقت این یک نام هست ممکن است همین پارسی باستان یکی از زبانهای کنونی ایران امروزی مانند خجندی سغدی کردی لکی لری حتی سنسکریت و حتی ترکی و …. بوده باشد باری به هر نام که بپذیریم، زبان پارسی کهن به سان دریایی بوده که از گوشه و کنار آن رودهایی جاری شده اند ! هر کدام از این رودها در نظر اول پنجاه درصد واژه های مشترک با زبان پارسی باستان و پنجاه درصد واژه ی جدید دارند !! و نیز هر رود پنجاه درصد واژه ی مستقل و پنجاه درصد واژه مشترک در دیگر رودها دارند ! لری پنجاه درصد واژه ی مشترک با دری دارد ، دری پنجاه درصد واژه ی مشترک با کردی دارد ، لکی پنجاه درصد واژه ی مشترک با کردی دارد ، کردی پنجاه درصد واژه‌ی مشترک با دری دارد ! و….. بنابراین تمام این رودها می توانند لهجه ای از فارسی باستان باشند اما هیچکدام از این رودها لهجه‌ی دیگر رود نیست !

لری لهجه فارسی دری نیست

دری لهجه‌ی لری و لکی نیست

لکی لهجه‌ی کردی نیست

لکی لهجه‌ی دری و خجندی نیست

اما همه لهجه ای از پارسی باستانند دارای یک ریشه و یک خاستگاه هستند

ادامه دارد

در ادامه به پیدایش و سیر تطور پارسی دری خواهیم پرداخت

سپاسگزارم

جهانبخش رشیدی

ارسالی یاران همیشه ماندگار در همه روزگاران سخت جنبش رهایی بخش لر جهت درج درسایت WWW.LORABAD.COM