فراخوان کمک از اندیشه های آزادیخواهانه و عدالت طلب
- توضیحات
- اتابک لرستانی
- بیانیەها
- بازدید: 2793
| نوشته شده توسط Administrator | |
| 17 مرداد 1387,ساعت 20:12:22 | |
| تمام انتقادات را در راستای رسیدن به آزادی و حفظ آن در یک محیط کاملا برابر و دموکراتیک میپذیریم .زیرا اعتقاد داریم هر کس با هر موقعیت سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی فقط حق یک رأی دارد و بس . در اينجا به برخی پرسشهای آمده در طول این مدت میپردازیم پرسشهای مانند :چه چيز خوب و چه چيز زيباست؟ صحیح كدام است و اشتباه كدام است؟ چه چيز زشت و چه چيز بد است؟ بسيار پرسيده شده و ميشود . زيرا كه با طرح این سوالات است که ما را در رسیدن به اهداف این جنبش كماکان رشد و شکوفائی مورد انتظار را در ميان اين اصطلاحات اساسي پيشرفتی چشمگیر میبخشد. پرسشهايي از قبيل از كجا آمدهايم(ستم تاریخی بر ملت لـر )؟ زندگي سنتي چيست و چگونه از آن جدا شده ایم ؟ همه با زندگي نوين چه ارتباطي داريم و جگونه با آن تنظیم رابطه ومرتبط شده ایم ؟ چگونه و برای چه اراده کرده ایم و خواسته ایم پيشرفت نمائیم ؟
در این مقدمه اساسنامه جنبش رهائی بخش لرستان 7+4 سعي و کوشش داريم که بعد از انتشار این مقدمه و اعلام فراخوان کمک از اندیشه های آزادیخواهانه و عدالت طلب تمام فرزندان مردم ستم کشیده لـر در داخل و خارج سرزمینهای لـر نشین برای تهیه و تنظیم یک اساسنامه که بعد ازنظر مشورتی همه پیشنهاداتی که امید است برای ما به آدرساین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریدارسال گردد،در آینده نزدیک منتشر کنیم . با توجه به موارد مشخص در این مقدمه پيشنويس اساسنامه جنبش رهائی بخش لرستان 7+4 و با کمک فکری همه یاران این جنبش در آینده میخواهیم اساسنامه این جنبش سراسری را با کمک اراده شما عزیزان لـر در تمام سرزمینهای ستمدیده لر نشین بختیاری و لرستان یعنی از مسجد سلیمان تا بروجرد و از شهرکرد تا خرم آباد و از ایلام تا یاسوج بطور گسترده پخش کنیم، همراهان عزیز جنبش کوششهای متفاوتي را با ایده های گوناگون و تحقيقات کیفی در این راه در حال انجام دارند . به دلیل غیر قابل انکار بودن ایده های گوناگون و تحقيقات کیفی لازم و ضرورتی غیر قابل انکار است كه بدانیم ،با كدام زندگي مخالفیم و در راستای این تلاش و مبارزه خود در این جنبش ،در آرزوي چه نوع زندگي هستيم ؟؟ قطعا این اساسنامه مورد سوالهای فراوانی در آینده قرار ميگيرد که در همین ابتدای راه اعلام میکنیم تمام انتقادات را در راستای رسیدن به آزادی و حفظ آن در یک محیط کاملا برابر و دموکراتیک میپذیریم .زیرا اعتقاد داریم هر کس با هر موقعیت سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی فقط حق یک رأی دارد و بس . در اينجا به برخی پرسشهای آمده در طول این مدت میپردازیم پرسشهای مانند :چه چيز خوب و چه چيز زيباست؟ صحیح كدام است و اشتباه كدام است؟ چه چيز زشت و چه چيز بد است؟ بسيار پرسيده شده و ميشود . زيرا كه با طرح این سوالات است که ما را در رسیدن به اهداف این جنبش كماکان رشد و شکوفائی مورد انتظار را در ميان اين اصطلاحات اساسي پيشرفتی چشمگیر میبخشد. پرسشهايي از قبيل از كجا آمدهايم(ستم تاریخی بر ملت لـر )؟ زندگي سنتي چيست و چگونه از آن جدا شده ایم ؟ همه با زندگي نوين چه ارتباطي داريم و جگونه با آن تنظیم رابطه ومرتبط شده ایم ؟ چگونه و برای چه اراده کرده ایم و خواسته ایم پيشرفت نمائیم ؟ این سوالاتی است که مکررا پرسيده ميشود و در اذهان بسیاری مسلما وجود ش تضادی برای عدم پیوستن به این جنبش بوده و هست . از طرف ديگر عدم پيشرفت سريع جنبش رهائی بخش لرستان 7+4 به صورت يك مبارزه آزادیخواهی درنيامدن بيانگر چيست؟ تصاوير گوناگون حق تعیین سرنوشت و براندازی دیکتاتوری حاکم بر جان و مال و .... كدامند ؟آیا در کلیت این جنبش راه را برچه چيزي ميگشايد؟ اينها مورد بازخواست قرار ميگيرند و سعي ميشود به شيوهاي صحيح مشاركتي در پيشرفت جوابها در چگونگی رسیدن به حق تعیین سرنوشت ، در اين جهت صورت گيرد.ضمن درس گرفتن از تجربیات مبارزات سایر ملل تحت ستم در ایران و سایر نقاط دنیا ، روش کپی برداری را فراموش کنیم ، زیرا که هر ملت دارای خصوصیات خاص خود میباشد و لذا بحث بر سر دادهها و ماتريالهايي موجود در مناطق لر نشین است كه در این جنبش ميتواند بعنوان حقيقي عینی و مشخص به آن متكي بود . یک حقیقت واقعی این است که موارد بسياري تجربه شده و به دست آمده كه مشابه آن در بسياري از كشورها با توجه به بافتهای آن اجتماع به دست نميآيد. قهرماني ها و شاید تجربه گذشته در خيانتها و ميانهرويهايي به عنوان تجربه در گذشته و درسهائی برای اکنون كه مبارزه رهايي ملي به رهبري واقعی مردم لـر و پیشتازی جنبش رهائی بخش لرستان 7+4 آن را بهوجود آورده خود موارد عظيمي هستند که آسان میسر نمیگردد . در آینده این حق طلبی حتي در مورد هر دوره این مبارزه و يا هر شخصيتي که در این را جانانه اقدام کند ميتوان كتابي نوشت. ما سعي داريم در این اساسنامه و انتخاب این راه كه كليترين بيان اين موارد را در ارتباط با جنبش و دورهي رهايي ملت لـر و سختیهایش را در مسیر مبارزه و قبل و بعد از پیروزی ارائه دهيم. این مقدمه اساسنامه جنبش رهائی بخش لرستان 7+4 سعي دارد كه از يك طرف حقيقت اليگارشيك ایران را و از طرف ديگر واقعيت فئودالي و عشيرهاي دوران قرون وسطايي منطقه را و از طرفي وضعيت فقير و روستايي زحمتكشان، كارگران و همچنين شخصيتها و مناسباتي را كه با گسستن قيد و بندهاي فئودالي و عشيرهاي شكل گرفتهاند را بيان نمايد. این اساسنامه هم محصول توسعهي عقیده آزادیخواهی و کوشش در راه آزادیبخشی است و همچنین تاحد ممكن ميتواند به توسعهي عقیده آزادیبخشی شكل ببخشد. به عنوان مثال:اگرچه با رقص ، شعر، موسيقي و نقاشي آزادی بدست نمی آید ، ولي ما با كمك در توسعهي ذاتي شعر، موسيقي ، نقاشي و رقص شادی بخش لـری ، با کمک از این هنرها و رزم فکری و پراکتیک ، آزادی ما فرزندان ڵـر حتمي خواهد بود. هدف از ارائه این پيشنويس بعنوان مقدمه اساسنامه جنبش رهائی بخش لرستان 7+4 ، ارائهي كمابيش محتواي موارد و جنبه های مختلف در بالا بوده است. پيشنويس مقدمه اساسنامه جنبش رهائی بخش لرستان 7+4 كه ميخواهيم توسعهاش بدهيم كم و بيش در اطراف سوالات بسیار زیادی شكل ميگيرد و چه بسیار سوالات پیش بینی نشده ای را نیز که در مسیر راه پر از فرازو نشیبمان پیش رو خواهیم داشت. از يك نظر حقيقت موجود و شرائط مشخص مردم لـر همین و هم همين است. بعضی همراهان عزیز و آگاه سعي میکنند ارتباط اين حقيقت موجود را با تعصب و محافظهكاري عظيم، يعني نظام اليگارشي و پسماندههاي فئوداليزم و در كنار آن چگونگي جلاي جامعه بوسيله مدرنيسم تقلبي نشان داده شود. اما و اما و اما ، همراه با تعريف ماهيت شخصيت انسان و حقوق انسانی آن ، يا شخصيتهاي موجود صاحب اتيكتهاي قلابي مانند تظاهر به وطنپرستي و تظاهر به چپگرا ئی و وووو توضيح داده و میدهند ، اما با این تفاوت که چرا توضیح را نمیدهند ، که ارتباط هويت ملي با رهايي اجتماعي نوين چيست؟ و يا نمايندگي آنان در سطح ملل تحت ستم مانند لر چگونه است و چیست و کجاست؟ کلیه مبارزان در جنبشها و اینکه اينگونه شخصيتها که در دوران تحت ستم و سرکوب بودن ،چگونه ظاهر شده و چگونه آنهابه مبارزه برای گرفتن حق تعیین سرنوشت خودش بمیدان آمده است؟ جنبش رهائی بخش لرستان 7+4 2008/08/08 1387 مرداد ماه /// برابر با /// |
|
| تاريخ بروز رساني ( 18 مرداد 1387,ساعت 20:23:31 ) |
مفاخر سرزمین
- توضیحات
- اتابک لرستانی
- بیانیەها
- بازدید: 3147
| نوشته شده توسط atabak | |
| 13 تير 1387,ساعت 07:50:59 | |
|
اولین ایرانی که در امریکا پزشکی خواند یک بختیاری بود ! آقای دکتر محمد حسین عزیزی متخصص و جراح گوش ، گلو و بینی و پژوهشگر موزه ملی تاریخ علوم پزشکی ایران به معرفی کتابی در زمینه تاریخ پزشکی ایران پرداخته که در آن یادی شده از مرحوم دکتر ابوالقاسم بختیار اولین ایرانی که در امریکا درس پزشکی خواند و عمر خود را در خدمت به علم گذاشت علیرغم انتشار کشوری مطلب ارائه شده به نظر می رسد که باز خوانی آن در ویژه نامه محلی مسجد سلیمان خالی از لطف نباشد
دکتر عزیزی مطلب خود را تحت عنوان از کوههای بختیاری تا نیویورک ارائه داده و طی آن به معرفی کتابی به زبان انگلیسی پرداخته که فرزندان مرحوم بختیار ، خانم ها لاله و لیلی و آقای جمشید بختیار به یاد پدر تالیف نموده اند
در معرفی نامه منتشر شده آمده است که ابوالقاسم بختیاری سال ۱۲۵۰ هجری شمسی در بروجن چهار محال بختیاری به دنیا آمد و در ابتدا به سختی زندگی گذراند و به مشاغل گوناگونی از جمله فروشندگی کفاشی ، مغازه داری و معلمی روی آورد . مدتی در اصفهان بود و در سال ۱۲۸۹ هجری شمسی در سی و نه سالگی دانش آموز دبیرستان امریکایی تهران ( دبیرستان البرز بعدی ) شد مرحوم بختیار پس از دریافت دیپلم به قصد ادامه تحصیل راهی امریکا شد نخست در دانشگاه کلمبیا و سپس در دانشگاههای ایووا و داکوتای جنوبی به تحصیل پرداخت و سرانجام در پنجاه و پنج سالگی آموزش پزشکی خود را به اتمام رساند
در نامه ای که سالها بعد مرحوم بختیار برای فرزندش نوشت شرح دشواری های خود را تشریح نموده او برای پسرش نوشته بود : سن ۱۹ سالگی من فروشنده دوره گردی در کوههای بخیاری بودم که هزاران رویا در سر داشتم زمانی که به امریکا رسیدم من فقط مدرک دیپلم دبیرستان امریکایی تهران را داشتم بدون پول ، بدون آشنا و هیچ کس نبود که از من حمایت کند اما بر آن بودم که پزشکی را بیاموزم و هیچ کس در این کره خاکی نمی توانست مرا از راهی که در پیش گرفته بودم منحرف سازد !
مرحوم دکتر بختیار پس از پایان تحصیلات ازدواج کرد مدتی در امریکا ماند اما در سال ۱۳۱۰ هجری شمسی به ایران بازگشت تا دین خود را به سرزمین ادا کند او در ایران بیمارستانی خصوصی دایر کرد و به انجام جراحی بیماران پرداخت سه سال پس از ورود او دانشکده پزشکی تهران تاسیسن شد و او به معاونت دانشکده پزشکی برگزیده شد در سال ۱۳۱۸ شمسی دکتر بختیار بعنوان جراح ارشد شرکت نفت ایران و انگلیس به خوزستان آمد ابتدا در آبادان بود و از سال ۱۳۲۱ شمسی در بیمارستان شرکت نفت مسجد سلیمان به خدمت پرداخت مرحوم دکتر بختیار تا سن نود سالگی در خوزستان و مسجد سلیمان ماند و در سال ۱۳۴۱ شمسی به تهران بازگشت در اسفند سال ۱۳۴۲ طی مراسمی از خدمات دکتر بختیار در دانشگاه تهران تقدیر بعمل آمد و سالن آناتومی دانشکده پزشکی بنام ایشان نامگذاری شد دکتر ابوالقاسم بختیار سرانجام در سن نود و نه سالگی در سال ۱۳۴۹ شمسی درگذشت او به مانند تمام بخیتاری های دیگر به فردوسی و شاهنامه عشق می ورزید و بنا به وصیت او فرزندانش مرحوم بختیار را در جوار تربت حکیم ابوالقاسم فردوسی به خاک سپردند
کتابی که آقای دکتر عزیزی به توصیف آن پرداخته اند البته هنوز به فارسی ترجمه نشده است امید است که محقق و مترجمی توانمند و دلسوز به ترجمه آن اهتمام ورزد اما آقای دکتر عزیزی مزایای کتاب را مروری بر تاریخ معاصر ایران با تاکید بر رویدادهای قوم بختیاری در کنار مرور زندگی نامه مرحوم بختیار می داند که تصاویر جالبی نیز در خود دارد می داند.
فرزندان مرحوم بختیار که به تالیف یادنامه پدر خود همت گماشته اند نیز خود پزشکان چیره دستی هستند . خانم دکتر لاله بختیار متخصص روان درمانی و نویسنده کتابهای متعدد درباره تصوف و خانم دکتر لیلی بختیار پزشک متخصص بیماریهای گوارش و مقیم امریکا هستند فرزند پسر مرحوم دکتر بختیار نیز آقای دکتر جمشید بختیار روانپزشک هستند که در تالیف کتاب خواهران خود را یاری کرده اند
بدون شک زندگی و تلاش بی وقفه مرحوم بختیار برای دستیابی به مشعل پر فروغ دانش و مقاومت کم نظیر ایشان در مسیری که طی کردند می تواند برای نسل جوان ایرانی سر مشق مناسبی باشد
دیگر اینکه افتخاری که ایشان در پیشگامی آموزش پزشکی در امریکا داشتند نیز می تواند باعث مباهات و خود باوری هم تباران بختیاری ایشان باشد http://www.baktyariha.blogfa.com/بر گرفته از سایت ......... |
سیزده اصل ساده برای پیش بینی آینده یک حکومت
- توضیحات
- اتابک لرستانی
- بیانیەها
- بازدید: 2930
| نوشته شده توسط Administrator | |
| 21 فروردين 1387,ساعت 05:45:21 | |
| آیا سیزده اصل برای بودن و نبودن یک حکومت را شنیده اید؟ این اصول کلی از جمله نظریات ، متفکر و اندیشمند ایرانی بنام " ارد بزرگ " است . شاید این اصول بتواند ما را به شناختی بهتر از موقعیت عصر خودمان برساند زیرا: بیچاره مردمی که فرمانروایانش رایزن ! ، و رایزنانشان فرمانروا هستند . شواهدی که نمایشگر فروپاشی و پیری نظام سیاسی هستند : شواهدی که نمایشگر ماندگاری و جوانی نظام سیاسی هستند : |
|
| تاريخ بروز رساني ( 22 فروردين 1387,ساعت 05:26:10 ) |
نهادينه شدن تبعيض عليه اقليت هاملی و مذهبی در ایران
- توضیحات
- اتابک لرستانی
- بیانیەها
- بازدید: 2785
| بهمن 1386,ساعت 04:59:30 | |
| زمان نهادينه شدن تبعيض عليه اقليت ها ملی و مذهبی در ایران \\در پايان سده نوزدهم، جمعيت ايلات حدود ٣/١جمعيت كشور بود[1] كه اغلب از واحدهاى خود گردان تشكيل شده بودند. يرواند ابراهيميان در اين مورد مىنويسد: "...هرچند شمار اندكى از مردم شناسان مدعىاند كه در سراسر تاريخ ايران روستاها و شهرها وابستگى زيادى به هم داشتهاند، بسيارى از مورخان و سياحان معتقد بودهاند كه تا زمان رشد تجارت و بازرگانى در نيمه دوم سده نوزدهم، اكثربخشها/ روستاها / مناطق و قبايل تقريبا ً مستقل، عملا ً خودكفا و از لحاظ سیاسی اقتصادى خود مختار و اغلب خود گردان بودهاند(دقیقا مانند ایالات کنونی کشورهای مدرن که دولتهای منتخب مردم در قرن 21 حامی و مشوق آن هستند)
. "بخش چهارم"چهارم در دوبخش اول و دوم اين مقاله به طور عام، به واكاوى معنى و جايگاه حقوقى اقليتها پرداختيم. از بخش سوم به بعد، شكل گيرى اقليتها و نهادينه شدن تبعيض عليه آنها بررسى خواهد شد.سياست تمركز گرايى، بخش ديگرى از اقدامات رضا شاه بود كه با يارى سياستمدارن سرشناس در آن زمان نهادينه شد و امكان خود گردانىهاى محلى را براى اقليتهاى زبانى و قومى از ميان برداشت. ملك الاشعراى بهار دليل پيوستنش به طرفداران نظام متمركز سياسى كشور را چنين شرح مىدهد: "...بادرك اين مسئله كه عدم تمركز ايالتى به آسانى منجر به از هم گسيختگى ملى مىشود من از دولت مركزى حتى وثوق الدوله حمايت كردم و از كوچك خان خيابانى و تقى زاده، با وجود اينكه شخصا ً آنان را تحسين مىكنم، انتقاد كردم. به همين دلايل من به حمايت خود به طرفدارى از ايجاد دولت مركزى قدرتمند ادامه داده و برعليه تشكيل خود مختارى ايالتى هشدار دادم. ساسان ستبرفرآيند نهادينه شدن تبعيض عليه اقليتها در ايران |
|
| تاريخ بروز رساني ( 06 بهمن 1386,ساعت 13:50:42 ) |
آنچه در جامعه می بينيددر اوين حاکم است!(1)
- توضیحات
- اتابک لرستانی
- مقالات
- بازدید: 1682
|
نوشته شده توسط Administrator |
|
|
30 دي 1386,ساعت 11:54:57 |
|
|
بند 209 زندان اوين که تحت نظارت و اداره وزارت اطلاعات و نهادهای امنيتی کشور است.بند 350 کارگری و امنيتی که در جنب بند 209 و بند نسوان می باشد، دارای دو طبقه است که زندانيان سياسی و امنيتی در طبقه پائين اين ساختمان می باشند که طبقه پائين دارای 6 اتاق می باشد اين ساختمان مسطح مجموعه ساختمان های ساخته شده از آجر قرمز می باشد که در محدوده آن و پشت به بند 209 و نسوان و آشپزخانه و خبازخانه قرار گرفته اند که البته دارای راه مستقل از جهت دسترسی می باشند و تحت نظارت سازمان زندانها و مديريت زندان است. |
|
|
تاريخ بروز رساني ( 01 بهمن 1386,ساعت 12:00:05 ) |
|
|
|---|

