ضرورت اعلام ملاحظاتی از تشکیلات جنبش رهایی بخش لرستان
- توضیحات
- اتابک لرستانی
- بیانیەها
- بازدید: 2966
جنبش رهایی بخش لرستان 7+4در بیانیه مقدماتی که در مورداساسنامه اعلام نمود ،در رابطه با جنبش وتشکيلات، نظراتخود را با ويژگی ها ،اهداف و مشخصات ساختاری،تشکيلاتی مورد نظر بحث کرده و نوشته است و در اينجا قصدنداریم آن موضوعات را مجددا تکرار کینم .بلحاظ جمعی هم یاران شما در جنبش , روی تشکيلات منسجم ، دراوقات متعددی با هم بحث و نظرات یاران جنبش رهایی بخش لرستان نیزکه تبادل نظر کرده اند و نهايتا به جمعبندی مشخصی در رابطه باويژگی های ساختاری و حقوقی در سرزمینهای لرنشین در بختیاریو لرستان رسيده ايم , ما عميقا به آنها اعتقاد داریم و باز نمی خواهیمدر موارد اهداف جنبش رهایی بخش لرستان بزرگ چیزی بیافزاییم .حرف ما اين بار دررابطه با بحث هايی است که الان مدتهاستدر گوشه و کنار دنیا ومخصوصا انجمنهای لر در داخل و خارج کشوردر مورد جنبش رهایی بخش لرستان چگونگی اداره آن مطرح گردیده ومی گردد، دلیل توجه ما هم دقیقا این است که اهداف و ساختاربرای جنبش رهایی بخش لرستان هم بدلائل زیريک بحث ذهنی نيست و کاملا واقعی است و باید جواب داده شودبرجسته ترین دلائل عبارتند از؛1_نارسايی های تشکيلات های موجود، انحرافات احزاب و جريانات سياسی، برتر بودن یکی بر دیگران و عدم استمرار حرکت های جمعی، فرقه ای شدن حرکت های جمعی ، در نهایت رشد اپورتونيسم و ديکتاتوری در تشکيلات ها و در بهترین حالت انشعاب و بدترینش انحلال را بدنبال دارد2_تجربيات تلخی که از دولت های دينی(مانند جمهوری مافیایی اسلامی کنونی) ، دولت های ايدئولوژيک و حاکم کردن نرم ها و بايد ها و نبايد های يک ايدئولوژی مشخص بر ملتی که دارای تنوعات قومی دينی و ايدئولوژيک و فرهنگی می باشد ، دارد.از اين نظر پرداختن جنبش رهایی بخش لرستان به اين بحث ها از يک امر کاملا عينی و واقعی نشئت می گيرد، و حقيقتا بدون بحث روی اين موارد و روشن کردن نقاط ضعف و اقدامات عملی برای رفع اين ضعف ها ، برداشتن قدم های بعدی ، چشم بستن بر چاه ها و چاله هايی است که در مسير حرکت ما که در ابتدای راه در سرزمینهای لرنشین به عنوان اولین تشکل منسجم در این دیار مصیبت زده در طول تاریخ بوده وهست ، قرار دارد.حرکت های جمعی انسان ها و فرم هايی که بر اين حرکت ها حاکم بوده ، مداوم در حالت تغيير است جنبش رهایی بخش لرستان نیز تافته جدا بافته ای نیست و هرچقدر ابزار ها و رابطه ها پيشرفت داشته باشند ، اين تغييرات نيز سريعتر صورت می گيرند ، بهتر است مثالی بزنم: 50 سال پيش ، نظر خواهی از همه اعضاء و هواداران يک گروه سیاسی در سراسر يک کشور به خصوص تحت سلطه يک رژيم ديکتاتوری، بسيار مشکل ، طاقت فرسا و مخاطره آميز بود و از نظر عملی نيز جمع کردن آن نظرات و جمع بندی کردن از آنها تقريبا غير ممکن ، از اين نظر منطقی تر اين بود که در بهترين حالت، مورد اعتماد ترين اعضای انتخابی گروه دور هم گرد آيند و مشی و سياست ها و استراتژی گروه را مشخص سازند. که البته اين شيوه انحرافات خاص خودرا نيز در بر داشت که از اين انحرافات نمونه های فراوانی را می توان برشمرد.در حالی که امروز اين چنين نيست و با ابزار ها و روش ها و متدها و برنامه های علمی که در اختيار داريم می توانيم در عرض يک ساعت از تمامی اعضاد و کادرهای يک سازمان در سراسر کشور نظر خواهی کنيم و همچنين با يک برنامه نويسی کامپيوتری آن ها را به سرعت جمع بندی کنيم ، بنابراين اگر آن روز دموکراسی مستقيم در درون تشکيلات ناممکن بود ، امروز ممکن گشته است. آن روز همه مجبور بودند با قبول همه ريسک ها از تجربه " مرکزيت دموکراتيک" استفاده کنند ، اما امروز اگر در اثر پيشرفت های علمی و رشد ابزار توليد ، می توانيم روابط مان را گسترده تر ، عميق تر ، سهل تر و نتيجه بخش تر بکنيم ، چرا اين کار را نکنيم ؟؟؟ما بعنوان جنبش رهایی بخش لرستان چه اجباری برای به کار گيری قالب ها و فرم های کهنه داريم در حالی که فرم ها و قالب های اجتماعی بهتر، درست تر و با ضعف های کمتر در اختيار داريم و يا می توانيم داشته باشيم. از اين نظر ما امروز بايد در فکر مکانيزم های مدرنی باشيم که بتواند به سهولت، خرد جمعی را در روابط تشکيلاتی، در تعيين اهداف تشکيلاتی ، استراتژی تشکيلاتی حاکم نمايد. و اين را همه مان واقف هستيم که " خرد جمعی در يک تشکيلات " خرد "مرکزيت " آن تشکيلات نيست و يا اکثريت و اقليت در تشکيلات ، به معنی اکثريت و اقليت در مرکزيت يک تشکيلات نيست. و اصلا مقوله " خرد جمعی" و يا " مقوله اکثريت و اقليت و سيلان پيدا کردن اراده اکثريت بر روابط تشکيلاتی ، مقولاتی متعلق به سيستم " مرکزيت دموکراتيک " نيستند.مسئله ديگر بر می گردد به ضعف و انحرافات و شکست هايی که از سيستم " مرکزيت دموکراتيک " در پشت سرمان داريم. در بسیاری از جريانات سیاسی در ایران (اگر اکنون انتقادپذیر باشند؟) هرگز مشاهده نکرديم که چرخش قدرت صورت گرفته باشد. يا کادر های مرکزيت رسما استعفا بدهند و قدرت تشکيلاتی را به نيروهای ديگر منتقل نمايند.رهبران غالبا مادام العمر بوده اند، انتقادات در اين تشکيلات ها همواره با انشعابات و تسويه حساب ها مواجه بوده و هست و اگر ادامه دهند خواهد بود. اين موضوع را نه فقط در ايران بلکه در بسیاری از تشکيلات های سیاسی خاورميانه می توان مشاهده کرد. پس اشکال در این تئوری است و اينکه اين نوع رهبری در تشکيلات، انحرافات را در بطن خود دارد. بنابراين عاقلانه نيست که جنبش رهایی بخش لرستان اين چنين سيستمی را ادامه دهد و بعد بخواهد مثلا با انحرافات مبارزه کند، ديکتاتوری درون گروهی و سازمانی و روابط کاملا طبقاتی و اشرافيت گونه درون حزبی و سازمانی ، همزاد اين سيستم است. پس جنبش رهایی بخش لرستان بطور واقعی چه بايد بکند؟راه حل ما این است که ، بايد جنبش رهایی بخش لرستان سيستمی انتخاب کند که، :اولا: چرخش قدرت در آن به سهولت و مداوما صورت گيرد.دوما : مکانيزم چرخش قدرت ، با دموکراسی مستقيم در درون جنبش رهایی بخش لرستان و با شرکت کليه فرزندان لر ازاعضاء ، هواداران گرفته تا همه عموم مردم مسئولیت پذیر تا حد امکان صورت گيرد. يکی از بزرگترين تناقضاتی که تشکيلات های شبهه دیکتاتوری که با خود حمل می کنند ، اين است که مدعی اند که با " پارلمانتاريسم " مخالفند و به برپايی شورا ها و انتخابات شورايی و يا دموکراسی مستقيم اعتقاد دارند. اما همين تشکيلات ها که " دموکراسی مستقيم" را در بين توده مردم يک کشورتجويز می کنند ، (مانند حزب موئطلفه اسلامی قبل از 1367)مردمی که دارای ملیت و افکار و عقايد و فرهنگ های متعدد هستند وبه طور ميانگين از سطح آگاهی کمتری نسبت به يک نيروی تشکيلاتی برخوردارند، وتعداشان هم ده ها ميليون نفر هست و بلطبع حصول به اراده جمعی نسبت به تشکيلاتی که چندين هزار نفر نيرو دارد بسيار مشکل تر ، اما از اعمال آن در درون تشکيلات خود واهمه دارند.و نتيجه اين چنين تناقضی اين است که موقعی که حاکم می شوند که شدند ، به رژيم های ديکتاتوری تبديل مانند مافیای جمهوری اسلامی تبدیل می گردند و شروع به سرکوب مردم و مخالفين خود می پردازند. اگرجريانی حقيقتا طالب دموکراسی مستقيم در جامعه ده ها ميليونی هست، آن را ابتدا بايد در جمع بسيار محدود خود تجربه کند، اگر حقيقتا طالب چرخش قدرت در جامعه هست ، ضرورت دارد که آن را ابتدا در درون تشکيلات خود تجربه کند.سوم : گسترش عرصه آگاهی و ممانعت از انحصار آن در درون عده ای که مرکزيت نام دارند. امری که باز هم يک انحراف رايج و مزمن در تشکيلات های گذشته است ، يادمان ترود که در سالهای پس از انقلاب گاها با بچه های تشکیلاتی سازمانها که برخورد می کردیم، که شب و روز به قول خودشان دنبال " حل تضاد " بودند. در جواب اين سئوال مردم که چرا کار فکری نمی کنيد ؟ چرا بحث های سياسی نمی گذاريد، و هميشه يک پاسخ می شنيدم و آن هم اين بود که : "اين کار ها به عهده مرکزيت است " و بعدا هم اين مرکزيت به انشعاب یا دردهای بی درمان دیگر تحول پيدا کرد و بعدش هم به آنجا کشيده شد که دیدیم و شنیدیم و هزاران گل بدون حرکتی سازنده توسط دشمن پرپر شدند"جنبش فرزندان لرمیخواهد اینگونه نباشد که مانند، ديگر رسانه جمعی و ارگانهای تبليغی و نوشتاری تشکيلات های ايرانی ، که قلم زن هايش غالبا از همان طيف مرکزيت هستند.سخن گو ها، مصاحبه کننده ها هم از آن ها . اين نشان می دهد که نه تنها " قدرت" چرخش ندارد بلکه آگاهی نيز در اين تشکيلات ها نمی چرخد و گسترش نمی يابد . در حالی که اگر ما در جنبش رهایی بخش لرستان اعتقاد داريم که اين توده خودآگاه لرهستند که می توانند حق خود را بگیرند و سرنوشت و رهايی خودرا را رقم زنند، بايد مکانيزم ها و تمهيداتی داشته باشيم که اين عرصه آگاهی را مداوما وسيع تر سازند و از سطح تشکيلات فراتر رفته و گستره توده های زحمتکش را در بر گيرد.فرزندان لر همواره باید جلسات بحث و بررسی مسائل سياسی، اجتماعی ، انسانی در همه نقاط لر نشین وشرکت گسترده همه در فعاليت های اجتماعی ، که موجب می شود که آگاهی همه فرزندان لر برای تشکيلات تعميق يابد و تشکيلات در کليت آن، به تشکيلات آگاهی تحول يابد ، که در اين صورت، انتخابی هم که توسط مردم و یا جنبش رهایی بخش لرستان به عمل می آيد نيز انتخاب بهتری خواهد بود. و هم اينکه همه کادر ها صلاحيت دارند که بر گزينند و بر گزيده شوند.اين چنين تشکيلاتی بيشتر با حقوق انسانی و اعلامیه جهانی حقوق بشر سازگار است ، تشکيلاتی که هدايت آن نه از طريق " مرکزيت دموکراتيک "بلکه از طريق " رهبری دموکراتيک" مبتنی بر خرد جمعی صورت می گيرد و خواهد گرفت و در غیر این صورت موفقیتی حاصل نخواهد شدبا امید واطمینان به موفقیت تمام فرزندان لر در بزیر کشیدن ظالمان حاکم در سرزمین مادریمانجنبش رهایی بخش لرستان7+4www.lorabad.com |
|
تاريخ بروز رساني ( 22 دي 1389,ساعت 22:31:30 ) |
لرها هم مانند ترکها شیوه ای ابتکار میکنند
- توضیحات
- اتابک لرستانی
- بیانیەها
- بازدید: 3328
همه با هم بی اعتنا به قوانین کیفری».
|
|
تاريخ بروز رساني ( 08 آذر 1389,ساعت 13:48:14 ) |
به فراخوان جنبش رهایی بخش لرستان بپیوندید
- توضیحات
- اتابک لرستانی
- بیانیەها
- بازدید: 3300
فرصت مناسب برای ارتباط گیری با حرکت اعتراضی در محل زندگیشرایط بسیار مساعدی است که در زمان حذف یارانه ها برای نافرمانی واعتراض مردم ستمدیده لر فراهم آمده که باید فعالانه اقدام کنیم.آماده ترین و عملی ترین شکل اعتراض مردم لردر شرائط کنونی این است که ؛مردم ستمدیده در شهرهای لر نشین برای بهم پیوستگی و فلج کردنماشین سرکوب پاسدارن جنایتکار ،از پرداختن قبض هایبرق و گاز و آب که با نرخ های جدید صادر می شود،خودداری کنیم.فراموش نکنیم نظام مافیایی اسلامی ملاهانخواهد توانست آب وبرق همه را همزمان قطع کندنیروهای سیاسی و مبارزان قدیم و جدید در داخل و خارج ایراناگر در این شرائط اقدام نکنید و به یاری مردم برای رهایی برنخیزیدچگونه در فردای سرنگونی این ستم در پیشگاه تاریخ جواب خواهید داد؟؟؟این کار اگر به صورت سازمان یافته و از پائین شروع شود ، مسلماً می تواند کارساز باشد. در محلات زحمتکش نشین شرایط بسیار مساعدی برای سازماندهی این شکل از نافرمانی اعتراض مردم ستمدیده لر وجود دارد. زیرا در این محلات اولاً ارتباط تنگاتنگ و فعالی میان خانواده های محل وجود دارد ، ثانیاً افزایش هزینه برق و گاز و آب تأثیر مخرب تری بر زندگی زحمتکشان خواهد گذاشت. تردیدی نیست که رژیم در مقابل عدم پرداخت قبض های برق و گاز و آب واکنش تندی نشان خواهد داد. ولی اگر حرکت در سطح محلات با تدارک کافی سازمان داده شود ، اعتراض مردم ستمدیده لر می تواند مانوورهای رژیم را در محل زندگی و پیش چشم مردم بی پناه و سرکوب شده خنثی کند. فراموش نباید کرد که پاسدارن جنایتکار و نظام مافیایی ملاها نمیتواند در هیچ شرائطی آب وبرق همه راقطع کند و نمی شود و نمیتواند همه را به خاطر عدم پرداخت قبض آب و برق نمی توان به زندان انداخت. در صورت موفقیت حرکت حتی در یک محله ، خبر آن به سرعت خواهد پیچید و حرکت شما پیشگام تمام مردم در سراسر ایران خواهد شد.2010\11\22دوشنبه ۱ آذر ۱۳۸۹ برابر باجنبش رهایی بخش لرستان 7+4www.lorabad.com |
|
تاريخ بروز رساني ( 01 آذر 1389,ساعت 22:15:24 ) |
بازداشتهای سیاسی فرزندان لر در خرم آباد
- توضیحات
- اتابک لرستانی
- بیانیەها
- بازدید: 3773
ما در اینجا اسیر دیکتاتوریم .چشم امیدمان به مقاومت وشماآزادیخواهان است.اخبار دستگیری مبارزان لر را پخش کنیدجهان مترقی وسایر ایرانیان آگاه باید بدانندچرا ما می جنگیم?پیشاپیش با درودهای انقلابی به شماجنبش رهایی بخش لرستان1- سیامک بیرانوند فعال سیاسی خرم آباد، دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی علوم تحقیقات و از فعالان مبارز جنبش اخیر به همراه جهانگیر جدیدی دبیر دبیرستانهای خرم آباد از مبارزان دیگر دیار ستمدیده لرستان بازداشت شده اند. 2- فرهاد شرفی، از فعالان مدنی و پژوهشگر لرستانی است، روز چهارشنبه 11 آذر در پی مراجعه نیروهای امنیتی به محل کارش بازداشت شد. شرفی دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه تربیت مدرس تهران است که در زمینه حقوق زنان فعالیت دارد و تاکنون مقالات پژوهشی متعددی از وی در حوزه زنان منتشر شده است. 3- عباس دالوند، روزنامه نگار مبارز لرستانی و مدیر مسوول هفته نامه توقیف شده «لرستان» نیز در تاریخ 14آذرماه بازداشت و به زندان “پارسیلون” خرم آباد منتقل شد. بر اساس خبرهای رسیده پس از بازداشت این روزنامه نگار وی زیر فشار شدید قرار گرفته بود.گفتنی است که دالوند در سال78 نیز به مدت دو ماه در زندان پارسیلون خرم آباد زندانی بود. در جریان این بازداشت، نشریه لرستان توقیف و او نیز به پنج سال محرومیت از فعالیت های اجتماعی و مطبوعاتی محکوم شده بود. از وضعیت دالوند نیز هیچ خبری منتشر نشده است. 4- سیامک نادعلی، دبیر سابق انجمن اسلامی لرستان، کاوه آزادی و مسعود نصیری نیز در آستانه 22بهمن بازداشت شدند که نادعلی همچنان دربازداشت به سر می برد.
جنبش رهایی بخش لرستان www.lorabad.com
|
|
| تاريخ بروز رساني ( 18 اسفند 1388,ساعت 21:12:07 ) |
ملت ایران سوار گاری شکسته نظام اند
- توضیحات
- اتابک لرستانی
- بیانیەها
- بازدید: 3164
حتی با اندک دقتی روی جملات و سخنرانی ها و اظهار نظرهای شخص علی خامنه ای، احمد جنتی،سرلشگر فیروزآبادی و یا فرماندهان سپاه نیز می توان اجزاء این سیاست و این استراتَژی را(گاری شکسته)را ببینیم .این همان سخنی است که بویژه در سالهای گذشته جنبش رهایی بخش لرستان به کراتآن را بازگو کرده و بر ضرورت شناخت آن تاکید کرده ایم. این که امروز میلیون ها ایرانی بهمیمنت وجود یک جنبش ضد کودتائی در ایران چشم به روی این سیاست گشوده و آن را در برابرخویش دیده اند، یک پیروزی بزرگ و استراتژیک است، زیرا مقاومت در برابر آن شکل گرفته ودر آینده بیشتر شکل خواهد گرفت. بخش مهمی از مقاومت حاکمیت در برابر جنبش مردم نیز ناشیاز همین وحشت است. آیا با این سیاست ایران به ساحل نجات می رسد؟ما جنبش رهایی بخش لرستان می گوئیم: خیر!
8 ماه سرکوب جنبشی که علیه یک کودتای انتخاباتی در میهن ما برپاست، توفانی از آگاهی را در ایران بوجود آورده است. این توفان، شهر به شهر و روستا به روستای ایران را در می نوردد و برای نخستین بار، آن شناخت و یقینی را در ایران بر جای می گذارد که 30 سال پس از یک انقلاب ضد استبدادی و ملی، زمینه های تحقق آرمان های آن انقلاب را فراهم می آورد. درباره نشانه های این آگاهی و دستآوردهای بزرگی که کودتای 22 خرداد برای جنبش سبز و ملی ایران بوجود آورد می توان بسیار نوشت، همچنان که ما نیز به سهم و درک خود تاکنون بارها در راه توده به آنها اشاره کرده ایم. از جمله این دستآوردها که ما تصور می کنیم هوشیاری جمع بزرگی از روشنفکران و سیاسیون ایران را نیز موجب شد، رسیدن به این باور است که آنچه در میهن ما، چه در دوران مقاومت در برابر دولت محمد خاتمی و مجلس ششم و چه در 4 سال اول ریاست جمهوری احمدی نژاد روی داد و آنچه کودتای 22 خرداد را در دستور کار حاکمیت نظامی قرار داد، برخاسته از یک سیاست تدوین شده و تکامل یافته بود و همچنان نیز هست. ما از همان ابتدای اعلام پیروزی احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم نوشتیم و بارها نیز تکرار کردیم که این پیروزی و تشکیل دولت نظامی، برای اجرای یک سیاست نظامی در ایران و منطقه است و چالش هائی که در عرصه فعالیت های اتمی ایران آغاز شد نیز عمدتا در چارچوب همین سیاست جای دارد. ابعاد این سیاست، هم نظامی، هم اقتصادی و هم مذهبی است. یعنی سلطه بربازار تسلیحاتی منطقه و فتح بازار اتومبیل های مونتاژ شده در ایران و ... که همگی تحت سلطه فرماندهان سپاه قرار گرفته است و همچنین گسترش تشیّع در منطقه که چشم بر تبدیل مسجد القصی به رقیب "کعبه" دارد. با آن که برای رسیدن به این اهداف، سنگ مردم فلسطین و مقابله با اسرائیل به سینه زده می شود، اما مردم فلسطین و وحدت ملی آنها قربانی این سیاست شده است. طراحان این سیاست بر این تصوراند که بموقع خود با اسرائیل نیز می توانند بر سر میز مذاکره و معامله بنشینند، چیزی بدهند و چیز بگیرند، که مسجد القصی از شمار "گرفتنی" هاست! این استراتژی در این سیاست نهفته است که در صورت چنین پیروزی بزرگی، نه تنها شیعیان منطقه مرید جمهوری اسلامی و "ولی امر مسلمین" خواهند شد، بلکه میلیون ها مسلمان سنی در جهان اسلام به تشیّع خواهند گروید! و این یعنی ادامه سلطنت صفویه! آنها فکر می کنند که بموقع خود، نه تنها با اسرائیل که با امریکا نیز به تفاهم خواهند رسید، زیرا بر سر سمت گیری اقتصادی با هم اختلافی ندارند، بلکه بر سر بازار منطقه اختلاف و رقابت دارند و کافی است چنین پیروزی نصیب جمهوری اسلامی شود تا در "اوپک" حرف اول را بزند و سپس معامله آغاز شود. اینها خواب و خیال هائی است که با باد کردن بادکنک "ولی وقیح مسلمین جهان" علی خامنهای را برای اجرای آن جلو انداخته اند. ایرانی اتمی، نظامی، مقتدر با نفوذ غیر قابل رقابت در میان مسلمانان جهان و بویژه منطقه خاورمیانه و سنگی برابر با سنگ امریکا در منطقه! حتی با اندک دقتی روی جملات و سخنرانی ها و اظهار نظرهای شخص علی خامنه ای، احمد جنتی، سرلشگر فیروزآبادی و یا فرماندهان سپاه نیز می توان اجزاء این سیاست و این استراتژی را بیرون کشید و این همان سخنی است که بویژه در سالهای گذشته به کرات آن را بازگو کرده و بر ضرورت شناخت آن تاکید کرده ایم. این که امروز میلیون ها ایرانی به میمنت وجود یک جنبش ضد کودتائی در ایران چشم به روی این سیاست گشوده و آن را در برابر خویش دیده اند، یک پیروزی بزرگ و استراتژیک است، زیرا مقاومت در برابر آن شکل گرفته و در آینده بیشتر شکل خواهد گرفت. بخش مهمی از مقاومت حاکمیت در برابر جنبش مردم نیز ناشی از همین وحشت است.
آیا با این سیاست ایران به ساحل نجات می رسد؟ ما می گوئیم: خیر! به این دلیل ساده که این سیاست، می رود تا ایران را، مانند یک گاری شکسته که فقر و اعتیاد و فحشاء و استبداد و خرافات و غارت را بار آن کرده اند، به دامن هولناک ترین حوادث برده و به نابودی بکشاند. عظیم ترین درآمد نفتی سالهای اخیر کشور هزینه همین سیاست شد. چه بصورت فعالیت اتمی و چه بصورت فعالیت تسلیحاتی و چه بصورت واردات مافیائی به قیمت نابودی صنایع و تولیدات ملی کشور. کودتائی که در 22 خرداد سازمان دادند و با خونین ترین روش ها از آن دفاع کردند، برای دفاع از این سیاست استراتژیک بود. ملت ایران را سوار چنین گاری شکسته ای، می خواهند به کام چنین سرانجامی ببرند. شعار پیروزی و پیشرفت می دهند، اما آنچه مردم در خیابانها و خانههای خود شاهدند فقر و سیه روزی است. شعار آینده طلائی می دهند، اما زندگی مردم نه امروز که فردا نیز "مطلا"ست. ایران می توانست به قدرتی در منطقه تبدیل شود و استقلال خویش را حفظ کند. اما شرط آن، تنها قدرت نظامی و تولید تسلیحات نبود و نیست، بلکه در درجه اول وحدت ملی، شریک کردن مردم در سرنوشت خود و حرکت به سوی تولید ملی و خاتمه بخشیدن به سیاست واردات متکی به فروش نفت... بود. یعنی همان نکات گرهی که آقای میرحسین موسوی نیز تاکنون در بیانیه های خود و همچنین در مناظره های تلویزیونی خویش به آن اشاره کرده است. آیا، صاحبان منافع دست روی دست می گذارد و یا خواب است و نمی داند جمهوری اسلامی چه میکند و چه خیزی برداشته است؟ و روی این سیاست، سیاست های سود خود را تدوین نکرده است؟ ما می گوئیم به هیچ وجه اینطور نیست. آنها حتی زیر اجاق این سیاست فوت هم می کنند، زیرا فعلا از کنار آن، بازار بزرگ فروش تسلیحات را رونقی دوباره بخشیده اند، اعراب را چنان مرعوب کرده اند که چشم امید به قدرت اتمی اسرائیل دوخته اند، فلسطین و لبنان را چند پارچه کرده اند و.... تازه این هنوز ابتدای کار است. نگاه کنید به انواع حیلههائی که در ترکیه می زنند تا آن را تبدیل به امپراطوری عثمانی و قبله قدرت مسلمانان منطقه و جهان کنند. نگاه کنید به دروازه های گشوده شیخ نشینها به روی غرب و ناوگانهای آن. نگاه کنید به تاسیسات فوق مدرن تسلیحاتی- فضائی که بسرعت در دو سوی مرزهای شرقی و غربی ایران و غرب در حال بنای آنهاست. حکومتی مطرود مردم خود و درمحاصرهای اینچنین، با استراتژی سیاسی – نظامی- مذهبی آنچنانی که در بالا اشاره کردیم به کجا ایران و مردم آن را می برد؟ ما با این جمله بیانیه کاملا موافقیم که خطاب به مردم ایران نوشت: هوشیار باشید که آنها هنگام نابودی خود، شما و ایران را به نابودی نکشند!
جنبش رهایی بخش لرستان |
|
| تاريخ بروز رساني ( 11 اسفند 1388,ساعت 18:59:49 ) |